چرا مسيحيان حضرت عيسي را پسر خدا مي دانند؟

عيسي براستي کيست و چرا مسيحيان او را پسر خدا ميخوانند؟ اين سئوالي است که عده زيادي از مردم دررابطه با عيسي مسيح بعنواني از خود مي پرسند. عيسي که بود و چه کرد و اصولا ماهيت و ماموريت او چه بود؟ در رابطه با عيسي مسيح عقايد و باورهاي مختلفي وجود دارد. عده اي او را يک پيامبر از جانب خدا مي دانند و عده اي ديگر او را يک معلم بر جسته اخلاق معرفي ميکنند. گروهي او را يک انسان مافوق طبيعه و معجزه گر مي شناسند که براي زماني خاص، در دنيا همانند ما مي زيست و اعمال عجيب و خارق العاده اي را انجام مي داد. اما مسيحيان بعنوان پيروان او، او را پسر خدا و خداوند معرفي ميکنند

منظور از پسر خدا و خداوند چيست، قبل از پاسخ به اين سئوال بياييد ابتدا نگاهي کنيم به شهادت شاهدان عيني که با او روبرو شدند و با او زيستند. همچنين ببينيم کتاب مقدس بعنوان کلام خدا در رابطه با شخصيت عيسي مسيح چه ميگويد و آيا اين باور که عيسي پسر خداست تعليمي ابداعي مسيحيان ميباشد يا خير. درهمين رابطه ما نگاهي خواهيم کرد به شهادت عيسي مسيح در مورد خود، که او خود را چگونه به مردم معرفي مي نمود

شهادت شاهدين عيني که در مورد عيسي مسيح

يحيي پيامبر

يکي از شاهدين و هم دوران هاي عيسي مسيح يحيي پيامبر مي باشد که اصطلاحا درميان ما ايرانيان به حضرت خضر معروف شده است. يحيي در مورد عيسي مسيح چنين مي گويد: اين همان بره اي است که خدا فرستاده تا براي آمرزش گناهان تمام مردم دنيا قرباني شود. اين همان کسي است که گفتم بعد از من مي آيد ولي مقامش از من بالاتر است، چون قبل از من وجود داشته است. از گفته هاي يحيي پيامبر، انجيل يوحنا فصل اول آيات 29 و 30

شهادت يک زن

يکي ديگر افرادي که با عيسي روبرو شد و پس از گفتگو با او زندگي او بکلي تغيير نمود زني است که مطابق جامعه آنروز نه تنها بخاطر نحوه زندگي بدي که داشت مورد تنفر جامعه خود بود، بلکه حتي بخاطر زن بودن بشمار نمي آمد و حق اظهار نظر در مورد مسائل مذهبي نداشت. اما پس از گفتکو با عيسي اين زن بي پروا به منطقه محل اقامت خود رفت و در مورد عيسي مسيح با همگان اينگونه سخن گفت: بياييد و کسي را ببينيد که هرآنچه کرده بودم بمن گفت آيا اين مسيح (همان موعود و نجات دهنده ) نيست. پس مردم از شهر بيرون شده نزد او (عيسي مسيح) مي آمدند، انجيل يوحنا فصل چهارم آيات 29 و 30

سربازان رومي

افسران و سربازان رومي گروه ديگري هستند که با ديدن رويدادهها و اتفاقات مختلف در مورد عيسي مسيح در حق او اينگونه شهادت داده اند: براستي که اين شخص پسر خدا بود، انجيل متي فصل 27 آيه 54

معمولا شهادت افراد يکي از راههايي است که مي توان در موارد مختلف حقيقت امر را جويا شد ولي ما علاوه بر شهادت شاهدان عيني مي خواهيم ببينيم که کتاب مقدس بعنوان کلام خدا چگونه حقيقت امر را در مورد عيسي مسيح اعلام مي دارد.

کتاب مقدس بدفعات در مورد شخصيت عيسي مسيح، ماهيت و ماموريت او سخن ميگويد. در اينجا ما تنها به ذکر بعض از آنها مي پردازيم

در انجيل يوحنا عيسي مسيح بعنوان کلمه خدا معرفي شده است که از ابتدا بوده و همه چيز بواسطه او آفريده شد و بغير از او چيزي از موجودات وجود نيافت، انجيل يوحنا فصل 1 آيه 3

عيسي مسيح در کتاب عبرانيان بعنوان فروغ جلال، خاتم جوهر خدا معرفي شده است. کتاب عبرانيان فصل 1 آيات 1 تا 3

در کتاب فيليپيان عيسي بعنوان شخصيتي معرفي مي شود که داراي ماهيتي خدايي است، اما اين شخصيت با کنار گذاشتن قدرت و جلال خود بشکل يک انسان در ميان مخلوقات خود ظاهرشد، کتاب فيليپيان فصل 2 آيات 6 و 7

کتاب کولسيان عيسي مسيح را چهره ديدني خداي ناديده معرفي مي کند و همچنين اعلام ميدارد که تمام عالم هستي بوسيله عيسي مسيح بوجود آمد. يعني هر آنچه در آسمان و زمين است. عالم روحاني با فرمانروايان و تمام بزرگان. او کنترل کننده تمام عالم هستي مي باشد

حال ببينيم عيسي خود را چگونه معرفي ميکرد

عيسي بروشني و بدفعات خود را بديگران آنگونه که بود معرفي نمود اگر چه اين موضوع باعث خشم و نارحتي بسياري از رهبراي مذهبي زمان نيز مي شد. عيسي يکبار در پاسخ به آندسته از رهبراني که به او تهمت زده و ميگفتند که او دستورات خدا را ناديده گرفته و در روز مقدس معجزه مي کند، پاسخ داد پدر من (اشاره به خدا) تا کنون کار مي کند و من نيز کار مي کنم. زيرااراده خود را طالب نيستم بلکه اراده پدري که مرا فرستاد انجيل يوحنا فصل 5 آيه 15و16، همچنين آيه 29. همچنين در جاي ديگر خود را نور عالم معرفي ميکند که تنها از طريق او منتهي به حيات مي گردد. انجيل يوحنا فصل 8 آيه 12

عيسي خود را ابدي معرفي ميکند

عيسي در مباحثه با بعض سران يهود اعلام ميدارد که پيش از ابراهيم بوده است و در همين رابطه ازکلمه هستم استفاده ميکند( هستم، اشاره به فعل حاضر خدا که هميشه هست و مي باشد) انجيل يوحنا فصل 8 آيه 57

عيسي خود را ابتدا و انتها معرفي ميکند

اينک بزودي مي آيم و اجرت من با من است تا هرکسي را بر هر حسب اعمالش جزا دهم. من الف و ياء ، ابتدا و انتها و اول و آخر هستم، کتاب مکاشفه فصل 22 آيه 12 و 13

باور مسيحيان مبني بر عيسي بعنوان پسر خدا

حال پس از بررسي شهادت شاهدين عيني، کتاب مقدس و گفته هاي عيسي در مورد خود ميتوان گفت که تعليم پسر خدا و يا خداوندگاري عيسي مسيح موضوعي است که تنها مسيحيان بر آن باورند بلکه اين تعليم کلام خداست و نتيجه روبر شدن با عيسي زنده ميباشد. بدين شکل مي توان ديد تعليم پسر خدا يک موضوع ابداعي نيست که مسيحيان يا عيسي مسيح از خود ابداع کرده باشد بلکه حقيقتي است که از ازل وجود داشته است. بعبارت ديگر بايد گفت اين مسيحيان نبوده اند که يک انسان را بمقام خدايي رسانده اند بلکه شهادت خود خدا و عملکرد عيسي مسيح بر روي زمين بود که نشان ميداد اين شخصيت هماني است که انبيا در مورد او پيشگويي نموده اند

مسلما درک اين موضوع همانند يک مسئله علمي و يا رياضي نخواهد بود که با چند ضرب و تفريق براي همگان عيان گردد. امروزه افراد بسياري با پذيرش ادعاهاي عيسي مشکل دارند همانطور که علماي ديني يهود هم زمان عيسي با آن مشکل داشتند. ايشان ادعا مي کردند که عيسي يک انسان است که ادعا خدايي مي کند و خود را با خدا برابر مي شمارد اما حقيقت اين است عيسي همان خداست. بله عيسي خداي فاعلي است که در فاعليت خود مفعول بودن را پذيرفت تا نجات مخلوق دست خود باشد. مخلوقي که براي نجات او بجاي فرستادن پيامبري ديگر اين بار خود شخصا وارد عمل شد تا يکبار و براي هميشه ديوار جدايي گناه و خطا را که مابين انسان و خدا حائل شده بود را از ميان بردارد. بهمين دليل است که کلام خدا ميگويد: در اثرکاري که مسيح در حق ما انجام داد، خدا راهي را مهيا کردتا همه چيز را، چه در آسمان و چه درزمين بسوي خود باز آورد. بعبارت ديگر جانبازي مسيح بر روي صليب و خوني که او براي ما ريخت همه ما را با خدا صلح داده است. کتاب کولسيان فصل اول آيه بيستم

امروز اين حقيقت ميتواند براي هر کسي که بدنبال آن باشد بتوسط خدا آشکار گردد. بله خدا قادراست که خود را بديگراني که ميخواهند بشناساند نه برحسب علم و دانش و تجربيات شخصي ما و يا اصول اعتقادي و باورهاي ما از او بلکه آنگونه اي که او هست. اميد به اينکه اين مقاله کوتاه توانسته باشد تا حدودي اين موضوع را بيشتر براي دوستاني که دراين رابطه سئوال داشته اند روشن کرده باشد

تهيه و تنظيم از آرمان رشدي