ستاره درخشنده صبح

" من عيسي فرشته خود را فرستادم تا شما را در کليساها بدين امور شهادت دهم. من ريشه و نسل داود و ستاره درخشنده صبح هستم. "

يکي از بزرگترين درسهايي که در طول زندگي مسيحي ام آموخته ام, اين است که درخشنده ترين ستاره اغلب در انتهاي تاريکترين شبها ميدرخشد. وقتي تاريکي زندگيها, خانواده ها و ملتهاي ما را فرا ميگيرد, غالباً ترس به سراغمان ميآيد. نا اميدي قلبهاي ما را پر ميکند, و ياس به دنبال آن وارد زندگي ما ميشود. اما هيچوقت نبايد فراموش کنيم که شاگردان نيز وقتي عيسي مرد, کاملاً آَشفته و پريشان خاطر بودند. اما زماني که عيسي از قبر برخاست آنها به طرز شگفت انگيزي قوت گرفته٫ شاد شدند. بدون مرگ عيسي قيام او از مردگان امکان نداشت.

يکي از نامهايي که به عيسي داده شده, "ستاره درخشنده صبح" است. جلال و شکوه روز موقع طلوع آفتاب است. آن وقت است که تاريکي پراکنده شده, و نور زمين را ميپوشاند. آن موقع است که خورشيد طلوع ميکند, و درخشندگي نو آن در چشمان بشر منعکس ميشود. طلوع خورشيد پر از زيبايي و آرامش است. عيسي همان ستاره درخشنده صبح است که روحهاي ما را روشن ميسازد. پري جلال خدا در او منعکس شده است.

سالها پيش, پسر ما مريض شد, من و همسرم در آن موقع در آلمان زندگي ميکرديم, و من آنجا شبان کليسايي بودم که اکثر اعضاي آن را نظاميان ارتش آمريکا تشکيل ميدادند. زماني که ديدم پسرم رنج ميبرد قلبم شکست. مثل هر پدر و مادر ديگري, واقعاً آرزو داشتم که او را سالم و سر حال ببينم. براي من و همسرم دوران بسيار سختي بود. ما دعا کرديم, ولي به نظر مي آمد که دعاهاي ما کار زيادي نمي کند. واقعاً شب بسيار تاريکي بود.

در طول آن دوره, خدا عميقاً در زندگي من و در زندگي همسرم عمل کرد. يک بيداري واقعي در ازدواج و زندگي زناشويي ما به وقوع پيوست. يک گروه کر موسيقي مسيحي بودند که در آن دوران بسيار محبوب بودند و من اغلب آلبومهاي آنان را گوش ميکردم. در يکي از اين آهنگها آنها به سادگي ميخواندند که "در وقتش, او همه چيز را زيبا خواهد ساخت, در وقتش" ميدانستم که در حال عبور از دوران بسيار سختي در زندگي خانوادگي و همينطور در زندگي زناشوييمان هستيم, اما اميد در قلب من ميجوشيد, شب بود, اما خيلي زود, ستاره درخشنده صبح طلوع ميکرد.

و او طلوع کرد و درخشيد. خدا پسر ما را شفا بخشيد. اما مهمتر از همه, او زندگي زناشويي ما را نيز شفا داد. ما از دوران بسيار سختي عبور کرده بوديم. از اون موقع به بعد اغلب گفته ام که , "من بر اين باورم که اگر از آن دوران سخت و فصل مشکلات در زندگيمان عبور نمي کرديم, کارهايي که الآن انجام ميدهيم, انجام نيمداديم". خدا از تاريکي استفاده کرد تا جلال پسرش, عيسي را به ما نشان دهد. و من توانستم عيسي را به عنوان ستاره درخشنده صبح بپرستم و او را محبت کنم.

تشعشع جلال او هميشه, تاريکي را ميراند. زيبايي قدوسيت او شرير را رسوا ميسازد, عظمت قدرت او ضعيفان را قادر ميسازد. جلال و شکوه محبت او هميشه ما را به بهترين وجهي حفظ ميکند. آه زماني که عيسي در قلبهاي ما بدرخشد, اميد خواهد آمد, شادي به وجود ميآيد, زيبايي رو ميکند, و امنيت ما را فرا خواهد گرفت. هيچ چيزي قابل مقايسه با جلال او نيست. بله او "ستاره درخشنده صبح" است.

ممکن است در دوران سختي در زندگي تان قرار داريد, شرايط ممکن است شما را در خود غرق کرده باشند, گناه ممکن است شما را تعقيب کرده و به دام انداخته, شايد هم بيماري در حال نابودي شما است. شرايط و موقعيتهاي مختلف شما را گيج کرده اند؟ احساساتتان, شما را به بازي گرفته است؟ به ياد بياوريد, امروز براي شما اميدي است. به خاطر بياوريد,  ستاره درخشنده صبح هميشه تاريکي را پراکنده ساخته از بين مي برد. خورشيد هميشه طلوع خواهد کرد, و هيچگاه از انجام اين وظيفه باز نمي ماند, شب به پايان خواهد رسيد. روز خواهد آمد. و عيسي با جلالش بر شما خواهد درخشيد.