يهوه مكادش ( من خدايی هستم كه شما را تقديس می كنم)

" پس خود را تقديس نماييد و مقدس باشيد، زيرا من يهوه خدای شما هستم و فرايض مرا نگاه داشته، آنها را به جا آوريد، من يهوه هستم كه شما را تقديس می نمايم." لاويان0 2 : 7 و 8

دنيا معمولاً زيبايی را در دوران جوانی شرح می دهد. به نظر می آيد، آن چيزی كه توجه مردم را جلب می كند، بدنهايی زيبا و شكل گرفته و ورزيده هستند. با اين وجود يكی از زيباترين اشخاصی كه من ملاقات كرده ام مردی 90 ساله بود كه چند ماهی تا مرگ فاصله داشت . دكتر فرانك لاباخ به عنوان به وجود آورنده سيستمی جديد برای آموزش خواندن و نوشتن معروف است . روش او برای سوادآموزی هنوز در سراسر دنيا استفاده می شود.

دكتر لاباخ مبشری عالی و فوق العاده بود. او سالهای آخر عمرش را به تدريس در كالج آزبوری و سمينارهای آن پرداخت . آنجا بود كه من اين قهرمان ايمان را ديدم . بيداری بزرگی در سال 1970 در بين دانشجويان كالج آزبوی پديد آمد و چند هفته بعد  من اين موقعيت را داشتم كه با آنها صحبت كنم.

و آن يكی از بزرگترين و شگفت انگيز ترين حركتهای خدا بود كه من تجربه كردم. جلسه ای كوچك در اتاق كنار سالن اصلی كليسا، كه قرار بود 30 دقيقه طول بكشد، تبديل شد به جلسه ای كه 7 روز و 7 شب بدون وقفه ادامه داشت. واقعاً لحظه مقدسی بود، وقتی كه خدا يك جمع دانشجويان مسيحی را ملاقات می كند.

وقتی من به كالج آزبوری رفتم، در نزد پايهای آن مرد خدا نشستم. او به من گفت: كه از ته دل آرزو می كردم اين روز را ببينم و خدا وفادار بوده است كه به من اجازه داد تا چنين حركتی از روح، او ببينم. و حالا حاضرم كه به خانه بروم. چند ماه بعد دكتر لاباخ از دنيا رفت و به حضور خداوند شتافت. اما عطر شيرينی از زندگی او تا به امروز با من باقی است. رايحه مردی كه شبيه عيسی بود، منش او، ايمان و تعهداتش مرا به سمت عيسی می برد. من عيسی را در اين مرد ديدم. او خدا را به عنوان يهوه مكادش خدای تقديس كننده، شناخته بود.

كلمه مقدس كننده در كلام خدا همان واژهholy   يا مقدس است. و به سادگی به معنای جدا شده است. خدا مقدس است. او جدا شده است، زيرا هيچ كسی شبيه او نيست. او خالق است و ما خلقت او. او پاكی مطلق است. و تمام بشر ناپاك، او قدوس است. اما او قدوسی است كه قوم خود را مقدس می گرداند. او جدا شده است و ما وقتی او را می شناسيم، او ما را برای جلال و افتخار خود جدا می كند، او يهوه مكادش ( خداوندی كه ما را تقديس می كند) است. اولين باری كه خداوند خود را به عنوان يهوه مكادش مكشوف ساخت در لاويان 20 : 7 و 8 است. فرزندان اسرائيل خدا را به عنوان يهوه نسی شناخته بودند. ( خداوند پرچم ما است) آنها پيروز شده بودند، زيرا پرچمی داشتند كه تحت آن پيشروی می كردند. اما خدا می خواست آنها چيزی بيشتر از پرچم داشته باشند او از آنها می خواست تا عطری از زيبايی داشته باشند، به طور خلاصه او آرزو داشت تا آنها مقدس باشند، همانطور كه او قدوس است.

زيبايی خاصی در مقدس بودن وجود دارد. ما تشويق و ترغيب شده ايم تا خدا را در زينت قدوسيت او بپرستيم. خداوند تقديس كننده ما است. او تنها كسی است كه ما را مقدس می گرداند. وقتی عيسی به قلبهای ما می آيد، قدوسيت نيز وارد زندگی های ما می شود. زيرا آن يگانه قدوس تمام وجود ما را در بر گرفته است. هر چقدر ما بيشتر خدا را به عنوان يهوه مكادش بشناسيم، زيباتر خواهيم گرديد. به همين خاطر است كه زيباترين اشخاص بر روی زمين آنهايی هستند، كه برای سالهای متوالی با خدا راه رفته اند. وقتی آنها خدا را به عنوان يهوه مكادش می شناسند در زيبايی و قدوسيت رشد می كنند. الزاماً شخص لاغر و ورزيده زيبا نيست، اما كسی كه فروتن و مقدس است زيباست. يك شخص رشد می كند تا تبديل به پيرمرد يا پيرزنی عبوس گردد يا اينكه پس از سالها رشد بيشتر شبيه عيسی مسيح می گردد. انتخاب با ماست. به خدا نزديك شويد، او را به عنوان يهوه مكادش بشناسيد. اگر اين كار را انجام دهيد تبديل به شخصی زيبا خواهيد شد.