1- چگونگي جمع آوري کتاب مقدس

اين پرسش که کدام کتابها متعلق به کتاب مقدس هستند، در واقع سوالي در مورد معتبر بودن، کتابهای کتاب مقدس است. کلمه کانون «Canon» از لغت يوناني «Kanon» به معني عصا و ميله که براي اندازه گيري به کار ميرفته، گرفته شده است و در ارتباط با کتاب مقدس به مجموعه اي از کتب که از نظر اعتبار و موثق بودن امتحان خود را پس داده و محک زده شده اند، اطلاق ميگردد. همچنين به معني کتبي است که ملاک و معيار ايمان و زندگي ما هستند. اما اين مجموعه چگونه فراهم شده و بدست آمده است؟

ملاکهائي جهت تعيين کتب رسمي

در ابتدا يادآوري اين نکته مهم است که اين کتابها، حتي قبل از آنکه مورد هر گونه آزمايش قرارگيرند، معتبر و رسمي بوده اند. درست مانند آنکه قبل از آزمودن تعدادي دانش آموز، بگوئيم که آنها با هوش هستند.  اين آزمايشات، فقط ثابت ميکنند ذاتاٌ چه چيزهائي در درون آنها نهفته است. در واقع نه کليسا و نه هيچ شورائي، کتابي را رسمي يا قانوني و معتبر نکرده است، زيرا هنگامي که کتابي نوشته ميشود، يا معتبر است يا اعتباري ندارد. کليسا يا شوراهاي مربوط به آن، کتابهاي خاصي را تحت عنوان کلام خداوند تشخيص داده و صحت و سقم آن را معلوم کردند و در همان زمان کتابهاي تعيين شده، در يک مجموعه که ما آن را کتاب مقدس ميناميم، جمع آوري گرديد.

کليسا چه ملاکهائي را در نظر گرفته است؟

1) ملاک جهت تعيين اعتبار نويسنده: در ارتباط با عهد عتيق به معناي اعتبار قانونگزار، نبي يا رهبر قوم اسرائيل است. در رابطه با عهد جديد، براي اينکه کتابي به رسميت شناخته شود يا مي بايست بوسيله يکي از رسولان نوشته شده يا زير نويسي داشته باشد (Apostolicity). يا به عبارت ديگر، بايد امضا و يا تصويب تأييد يکي از رسولان را همراه داشته باشد. بعنوان مثال پطرس نوشته هاي مرقس، پولس نوشته هاي لوقا را تأييد و تصديق کردند.

2) کتابها بايد در درون خود، شواهد و مدارکي دال بر خصوصيات منحصر به فرد، از قبيل الهامي و معتبر بودن ارائه دهند (Inspiration). محتواي کتاب بايد خود به خواننده نشان دهد که با يک کتاب معمولي متفاوت است.

3) عقيده و رأي کليساها، از نظر رسمي و معتبر بودن کتب نيز اهميت داشت. در حقيقت در ميان کليساهاي اوليه، در رابطه با کتبي که جنبه الهامي داشتند، اتفاق آراي عجيبي وجود داشت(Universality). اگر چه حقيقت داردکه تعداد کمي از کتابها، موقتاٌ و از طرف اقليت، مورد شک واقع گرديدند، ولي بعدها هيچ کتابي که اکثريت کليساها در مورد اعتبار آن ترديد داشته باشند، مور قبول واقع نگرديد.

جمع آوري کتب رسمي

کتب رسمي کتاب مقدس، همزمان با نوشته شدن هر کدام از کتابها، شکل مي يافت و هنگامي که آخرين کتاب آن پايان يافت، کامل گرديد. وقتي که در مورد جمع آوري اين کتب رسمي صحبت ميکنيم، در واقع منظور ما تشخيص کتابهاي رسمي بوسيله کليسا است و اين کار مدت زماني طول کشيده است. گروهي اظهار مي دارند که همه کتابهاي رسمي عهد عتيق بوسيله عزرا نبي در قرن پنجم قبل از ميلاد جمع آوري و به رسميت شناخته شده است. اشاراتي که بوسيله يوسفوس ( سال 95 م. ) و کتاب دوم اسدارس باب 14 ( سال 100 م. ) عنوان گرديده است، نشان ميدهد که تعداد کتابهاي رسمي عهد عتيق همان 39 کتابي است که امروزه ما ميشناسيم. به نظر ميرسد که مباحثه انجام شده در شوراي جامنيا (70 تا 100 م.) کتب رسمي موجود، مورد پذيرش قرار گرفت. خداوند ما، هنگاميکه کاتبان را به گناهکار بودن در رابطه با به قتل رساندن همه انبيايي که خداوند براي قوم بني اسرائيل فرستاده بود (از هابيل تا زکريا)، متهم کرد، محدوده کتابهاي رسمي عهد عتيق را مشخص نمود (لوقا 11 : 51 ). البته نقل داستان مرگ هابيل در سفر پيدايش و داستان مرگ زکريا نيز در دوم تواريخ (24 : 20-21) که آخرين کتاب در ترتيب کتابهاي کتاب مقدس عبرانيان ميباشد ( نه ملاکي که آخرين کتاب، کتاب مقدس انگليسي است)، آمده است. بنابر اين ، اين مطلب مانند آن است که مسيح گفته باشد که : « گناه شما در تمام کتاب مقدس از پيدايش تا ملاکي ثبت گرديده است». او هيچ يک از کتابهاي آپوکريفا (Apocrypha) را که در آن زمان وجود داشتند و شامل داستانهايي در باره ديگر شهدا مي گرديدند، در اين محدوده قرار نداد. اولين شوراي کليسائي که 27 کتاب عهد جديد را مشخص کرد، شوراي کارتاژ (سال 397 ميلادي) بود. کتابهاي شخصي عهد جديد، قبل از اين زمان، بعنوان کتب الهي شناخته شده بودند (دوم پطرس 3 : 16 ؛ اول تيموتاوس 5 : 17) و بيشتر آنها درست پس از دوره رسولان، مورد پذيرش قرار گرفته بودند ( رسالات عبرانيان، يعقوب، دوم پطرس، دوم و سوم يوحنا و يهودا براي مدتي مورد شک قرار داشتند). تعيين کتابهاي رسمي و قانوني فرآيندي بود که تا زمانيکه هر کتاب، پس از گذراندن آزمونهاي رسمي، ارزش خود را ثابت ميکرد، ادامه مي يافت.

دوازده کتاب آپوکريفا، هرگز از سوي يهوديان خداوند ما، با کتابهاي عهد عتيق برابر دانست نشده و پذيرفته نگرديدند. آنها قابل احترام بودند ولي جزو کتاب مقدس محسوب نگرديدند. سپتواجنت (ترجمه يوناني عهد عتيق که در قرن سوم قبل از ميلاد انجام شد) علاوه بر کتابهاي رسمي عهد عتيق، شامل کتابهاي آپوکريفا نيز ميگرديد. جروم (420-340 ميلادي) در ترجمه ولگيت، کتابهاي رسمي را از کتب مذهبي ديگر (آپوکريفا) که از نظر مفهوم تأثير در مقام دوم اهميت قرار داشتند، متمايز کرد. شوراي ترنت (1546 م.) آنها را بعنوان کتب معتبر به رسميت شناخت، اگر چه اصلاح گرايان اين حکم را رد کردند. در کتاب مقدس هاي انگليسي، که کتابهاي آپوکريفا را به عنوان کتبي که جنبه سياسي داشت، رد کرد کتاب مقدس Geneva چاپ آمستردام بود که در سال 1640 ميلادي منتشر گرديد و اولين کتاب مقدس انگليسي که در آمريکا چاپ گرديد (انجيل Aitken 1782 م.) نيز آن کتابها را رد کرد.

آيا متن حاضر قابل اطمينان و موثق است؟

رو نوشتهاي اوليه عهد عتيق،از زمان موسي (1450 ق.م.) تا ملاکي (400 سال ق. م.) بر روي چرم يا پاپيروس نوشته گرديده اند. تا زمان کشف مهيج کتيبه هاي درياي مرده در سال 1947 ميلادي، قديميترين رونوشتي که از عهد عتيق در اختيار داشتيم، متعلق به سال 895 ميلادي بود. دليل آن به سادگي اين است که يهوديان براي اين متون احترامي خرافاتي قائل بودند و اين امر آنها را وادار مي ساخت تا رونوشتهايي را که براي استفاده خيلي قديمي شده بودند، بسوزانند. در حقيقت نسخه نويسها (مازورتها) بين سالهاي 600 و 950 ميلادي، تلفظ و علامات صدا دار را اضافه کردند و در متن رسمي متداول عبرانيان، براي تهيه و نوشتن رونوشتها، راه حل پيچيده اي را را تدبير کردند. آنها با دقت زيادي هر رونوشت را با شمارش حرف وسط صفحها، کتابها و يا قسمتها، تطبيق مي دادند. برخي گفته اند که هر چه قابل شمارش بوده ( از قبيل کلمه، جمله، خط) شمرده ميگرديد. هنگنميکه کتيبه هاي درياي مرده، کشف گرديدند (به استثناي کتاب استر)، يک متن عبراني از همه کتب عهد عتيق مربوط به قرن دوم تا اول قبل از ميلاد در دسترس ما قرار گرفت. و اين از اهميت بسيار زيادي برخوردار بود، زيرا زمينه اي را فراهم کرد تا درستي متون  نسخه نويسها که هم اکنون کاملاٌ اثبات گرديده است، با متون بسيار قديمي تر، تطبيق داده شوند.

ديگر نسخ اوليه که از روي متن عبراني گرفته شده اند، شامل ترجمه يوناني هفتاد يا سپتواجنت (اواسط قرن سوم قبل از ميلاد)، ترجمه آرامي تاگوم (ترجمه و تفسير عهد عتيق)، نقل قولهايي از نويسنده هاي مسيحي اوليه و ترجمه لاتين جروم (400 م.) مي باشند. اطلاعاتي که اين متون در اختيار ما قرار مي دهند، ما را مطمئن مي سازد که يک متن درست و دقيق از عهد عتيق در دسترس داريم.

امروزه بيش از 5000 دست خط از عهد جديد موجود است که کتب عهد جديد  را در مقايسه با تمامي نوشته هاي قديمي، معتبر ترين مي سازد. تباين و هماهنگي آنها، شگفت انگيز است.

نه تنها تعداد زيادي رونوشت از عهد جديد وجود دارد، بلکه بسياري از آنها قديمي هستند. تقريباٌ 75 قطعه پاپيروس مربوط به سال 135 تا قرن هشتم ميلادي وجود دارند که قسمتهايي از 25 کتاب، از 27 کتاب (عهد جديد) و در حدود 40% از متن را شامل مي گردند. صدها رونوشت بر روي پوست وجود دارد که شامل نسخه سيناييه (قرن چهارم)، واتيکانيه (قرن چهارم) و اسکندريه (قرن پنجم) است. علاوه براين، 2000 قسمت منتخب از کتاب مقدس (کتابهاي کليسايي که شامل بيشتر قسمتهاي کتاب مقدس ميگردند) و بيش از 86000 نقل قول از عهد جديد بوسيله پدران کليسا، ترجمه هاي لاتين قديمي، سرياني و مصري متعلق به قرن سوم ميلادي و ترجمه لاتين جروم موجود هستند. همگي اين اطلاعات به اضافه تمامي کارهائي که محققين کتاب مقدس انجام داده اند، ما را مطمئن ميسازدکه اکنون، متني درست، دقيق و موثق از عهد جديد را در اختيار داريم.