عيسي آمده

 

 

در درون جان ما غوغاست عيسي آمده

 

صد هزاران مژده بر دلهاست عيسي آمده

از نسيم اين پيام آسماني آسماني روز و شب

 

اشک شادي در دلم درياست عيسي آمده

انتظار وعده ديدار فردا تا به کي

 

زآنکه امروز همان فرداست عيسي آمده

در گلستان محبت هر گلي گويد ترا

 

نغمه هر بلبل شيداست عيسي آمده

بهر ديدن پرده ها را يک به يک بايد دريد

 

چون برون از پرده ها پيداست عيسي آمده

گوش ديگر بايدت بودن تا ترا بشنوي

 

در زبان ذرهّ ها آواست عيسي آمده

اين حديث سوسن است و اين حديث ياسمين

 

اين حديث لاله صحراست عيسي آمده

کي به استدلال ما محتاج آمد آفتاب

 

ديده مي بيند اگر بيناست عيسي آمده

 

 

استاد قراچه داغي