تنها مسيح
|
|
|
|
بحالم آشنا تنها مسيح است
|
|
بهر دردم دوا تنها مسيح
است
|
|
در عالم بي گناهي مي شناسي
|
|
اگر گويي چرا تنها مسيح
است
|
|
چه نامي بر لبانت مي نشند
|
|
به هنگام دعا تنها مسيح
است
|
|
يک از از رفتگان را گر نه
بيني
|
|
در آئينش عزا تنها مسيح
است
|
|
غزلهاي سليمان را شنيدم
|
|
در آنها ماجرا تنها مسيح
است
|
|
اگر ديدي يکي بر نيک و هم
بر بد
|
|
نمايد اعتنا تنها مسيح است
|
|
بنامش آنکه بنشينيد نشيد
|
|
بهمراه شما تنها مسيح است
|
|
به بين هر ابتدا را
انتهايي
|
|
مگر بي انتها تنها مسيح
است
|
|
خدا را مژده آمد آنکه ما
را
|
|
رساند تا خدا تنها مسيح
است
|
|
|
|
استاد قراچه داغي
|