![]() |
![]() |
|
برقراری رابطه با خداوند از طريق بشارت به دنيا گاهی در مورد زمان وقوع بيداری روحانی و بشارت دادن از من سؤالاتی می شود. آيا اول بيداری روحانی وارد زندگی مان شده و سپس ما تبديل به شاهدان مؤثری برای مسيح می شويم؟ يا ابتدا بشارت داده ، ايمان خود را به ديگران اعلام می كنيم و در نتيجه آن بيدارس وارد زندگس مان می شود؟ جواب اين سؤالات هم "نی" و هم "بلی" می باشد. قبل از اين كه از اين جوابها گيج شويد آنها را برايتان توضيح می دهم. اغلب احيای ايمانمان از مرحله ای شروع می شود كه درك می كنيم، در زندگی روحانی سرد شده ايم و جداً پی می بريم كه آنطور كه شايسته است زندگی نمی كنيم. اين خود ، اولين قدم به سوی بيداری است. ما به هيچ وجه نمی توانيم در مورد ايمانمان با ديگران صحبت كنيم مگر اين كه صادقانه از گناهان خود توبه نماييم. خدا قدوس است بنابراين اگر در زندگی هايمان مواردی خلا ف اراده او وجود داشته باشد، ايجاد يك رابطه صميمی با او امری محال است. برای مثال در مزمور 51 داود به گناهان خود اعتراف كرد و بعد از اين توبه صادقانه از خدا خواست كه او را طاهر ساخته، روحی تازه به او عطا كند. پس از آن می گويد، "آنگاه طريق تو را به خطاكاران تعليم خواهم داد و گناهكاران به سوی تو بازگشت خواهند نمود" (مزمور 13:51). داود اول می بايست خود شخصاً بيداری روحانی را تجربه می كرد تا قادر به رساندن پيغام محبت خدا به ديگران باشد. او می دانست كه با نداشتن يك رابطه صحيح با خداوند هرگز نمی تواند به طور مؤثر بشارت دهد. ما نيز مانند داود اول بايد گناهان خود را اعتراف كنيم تا بتوانيم پيغام مسيح را به ديگران اعلام نماييم. به هر حال بی ميلی ما برای بشارت دادن به ديگران می تواند جزئی از گناهانمان باشد. همچنين بايد به اين نكته توجه كنيم كه با دست روی دست گذاشتن و در كنجی نشستن، نمی توان انتظار بيداری روحانی را داشت. بيداری روحانی تا اندازه ای وابسته به اطاعت ما از مأموريتی است كه مسيح به ما داده است. مأموريتی كه او به ما سپرده اين است كه به تمام دنيا رفته و پيغام محبت خدا نسبت به گناهكاران را به همه برسانيم. چگونه می توانيم با او رابطه ای صميمی داشته باشيم اگر از دستورات او سرپيچی كنيم ؟ اين امری غير ممكن است. اغلب بيداری روحانی زمانی در ما آغاز می گردد كه قدمی برداشته پيغام خوش انجيل را به ديگران برسانيم. پيامد شكستگی و توبه از گناهان شخصی يا گناهان اجتماعی كه در آن زندگی می كنيم، بيداری است. داود نيز در مزامير می گويد، "قربانی های خدا روح شكسته است، خدايا دل شكسته و كوبيده را خوار نخواهی شمرد" (مزمور 17:51). بيداری هنگامی پديد می آيد كه در حضور خدا شكسته گرديم. مهم نيست كه اين دل شكستگی برای گناهان ما باشد يا برای گناهان جان های گمشده. چشمان خداوند به سوی قلب های شكسته است. او آنهارا شفا داده احيا می گرداند. در جواب به سؤال اصلی كه در ابتدا مطرح كردم يعنی ترتيب زمانی وقوع بيداری روحانی و دادن بشارت، بايد بگويم كه تقدم و تأخر وجود ندارد بلكه اين دو بايد همزمان باشند. ما بايد به گناهانمان اعتراف كنيم و همزمان با آن اشتياق شديدی برای رساندن پيام انجيل به ديگران داشته باشيم. بشارت به ديگران هم نتيجه و هم منشأ بيداری روحانی در زندگی هايمان است. اگر خواهان يك رابطه نزديك با خدا هستيم بايد پيغام عظيم محبت خدا نسبت به گناهكاران را به گوش همگان برسانيم. |