![]() |
![]() |
|
احيای روابط گسسته ما در جهانی زندگی می كنيم كه مملو از روابط گسسته است. ملل مختلف در جنگ با يكديگر هستند. گروه های قومی بر عليه يكديگر در ستيز می باشند. گانگسترها برای حفظ حيطه خود در جدال هستند. خانواده ها از هم پاشيده می شوند. روابط گسيخته به روشنی نمايانگر نسلی است كه مسيح را نپذيرفته اند. اغلب از من سؤال می كنند كه اگر خداوند نيكو است پس چرا اين همه اتفاقات ناگوار در جهان می افتد. جواب آن بسيار ساده است. خداوند به ما حق انتخاب داده است. او ما را نه به صورت روبات بلكه نفس زنده آفريده است. هر گاه به ميل خود از خدا نافرمانی كرده در راه های خويش سير كنيم، مطمئناً ثمر طغيان و استقلال طلبی خويش را برداشت خواهيم كرد. اغلب اين محصول شامل روابط گسيخته در خانواده ها ، جامعه، ملل يا مناطق مختلف دنيا می باشد. عكس آن نيز صادق است. هر گاه به ميل خود از خدا اطاعت كرده مسيح را پيروی كنيم اين روابط گسيخته ترميم می گردد. ما نمی توانيم هم زمان خدا را دوست داشته، از هم نوع خويش متنفر باشيم. اين امری غير ممكن است. قلب و زندگی ای كه در محبت خدا ريشه دوانيده و رشد كند محصول تلخی و تنفر به بار نخواهد آورد. وجود تنفر نشانگر عدم حضور فيض خدا است. گاهی در زندگی مان زمانی فرا می رسد كه مورد ظلم ديگران واقع می شويم. مسئله ای كه يك ايماندار با آن روبرو است اين است كه چه عكس العملی در برابر ظلمی كه نسبت به او روا داشته اند نشان دهد. جواب اين مسئله در صليب مسيح نهفته است. بی عدالتی ای بزرگتر از آنچه كه نسبت به مسيح روا داشتند در تاريخ بشر وجود ندارد. همه ما گناه كرده و مرتكب خطا شده ايم، ولی مسيح هرگز گناه نكرد. او از هر لحاظ كامل و كاملاً مطيع خدا بود . هيچ كس مثل او به انسان های ديگر محبت نورزيد. زندگی وی بی همتا و بی نظير بود. با تمام اين اوصاف مسيح را بر صليبی چوبی ميخكوب كردند، بر وی آب دهان انداخته و او را مسخره كردند. وی را مضروب كرده، مصلوب نمودند. ولی بعد از تمام اينها او فرياد زد،“ پدر اينها را بيامرز، زيرا نمی دانند چه می كنند”. كاری كه مسيح بر روی صليب انجام داد نقطه اوج فيض خدا بود. در حالی كه ما لايق نبوديم، او فيض خود را به ما انسان ها ارزانی داشت. وقتی بر او ظلم كردند، محبت ورزيد. به واقع اين نشانگر فيض عظيم خدا بود كه از صليب مسيح جاری شد. هنگامی كه به نزد صليب می آييم ما نيز همين فيض را تجربه می كنيم. ما ايمانداران، توانايی خارق العاده ای داريم تا كسانی را كه به ما ظلم كرده اند دوست داشته باشيم. با ايستادن در پای صليب در قلب های خود فيضی را می يابيم كه ما را قادر می سازد ديگران را محبت كرده، خطاهای آنان را نسبت به خود ببخشيم . اگر نسبت به ديگران خطايی ورزيده باشيم در پای صليب بخشيده می شويم. عيسی ما را بخشيده، به توبه ای عميق هدايت می كند. در صليب ، مسيح ريشه گناه را كه نفس ما است آشكار می سازد. در آنجا با پولس رسول هم صدا شده فرياد می زنيم، "با مسيح مصلوب شده ام" و نسبت به نفس و طبيعت كهنه مان می ميريم. هنگامی كه در پای صليب زانو ميزنيم، فروتنی يكی از ويژگی های اصلی زندگی مان می گردد. با داشتن اين فروتنی شهامت می يابيم تا با فيض خدا از كسانی كه نسبت به آنها خطا ورزيده ايم طلب بخشش كنيم. در صليب مسيح نه تنها با خدا بلكه با انسان ها نيز مصالحه می يابيم و روابط گسسته مان احيا می گردد. ولی اين فرايند، از صليب شروع می شود. قوت اراده يا طرحها و سياستهای زيركانه ما نيست كه كجی ها را راست می سازد بلكه فيض عظيم خدا است كه در قلب های ما و در پای صليب عمل می كند. پيروزی در داشتن روابط حسنه با ديگران از صليب مسيح منشأ می گيرد. پس بياييد نزد صليب مسيح زانو زنيد و اين فيض و پيروزی را از آن خود سازيد. |