غلبه بر قانون پرستی

چندين سال پيش در گفتگويی كه با گروهی از رهبران مسيحی داشتم، شخصی به من گفت، "من واقعاً با شما مخالفم . فكر نمی كنم شريعت خدا نيكو باشد زيرا در زندگی هايمان محكوميت را به همراه می آورد."

بلافاصله فهميدم كه اين شخص درك صحيحی از شريعت خدا  ندارد. هر آن چه را كه خدا به انسان می بخشد، نيكو است زيرا خدا نيكو است و اين نيكويی جزو ذات او می باشد. او برای خير و صلاح ما شريعتش را بما بخشيد. او ما را خلق كرده است. بنابراين  می داند كه چگونه بايد زندگی كنيم و از چارچوب و ساختار ما مطلع است. او شريعتش را به ما داد تا زندگی های شاد و سالمی داشته باشيم. برای مثال،‌ وقتی كه به يهوديان گفت كه گوشت خوك نخورند،‌ به اين دليل نبود كه آنها را هنگام نااطاعتی كردن از اين دستور مجازات نمايد. چونكه او خالق جهان است خير و صلاح ما را می داند. او می دانست كه چه چيزهايی باعث بيماری و مرگ می شوند و چه چيزهايی موجب زندگی و سلامتی هستند. قوانين خدا نيكو است و زندگی های ما را غنی می سازد.

به هر حال كتاب مقدس به ما می آموزد كه ما بايد تحت حاكميت روح القدس زندگی كنيم تا حاكميت شريعت. بسياری از رهبران مذهبی در دوره‌ مسيح اين مورد را درك نمی كردند. امروز نيز اين مسئله صادق است. رهبران مذهبی در صدد بودند تا مسيح را سنگسار كنند، چون در روز سبت مردم را شفا می داد. عيسی به آنها گفت كه سبت برای انسان ايجاد شده نه انسان برای سبت. او هدف و مقصود شريعت را می دانست. رهبران مذهبی فقط به خود قانون توجه داشتند . افرادی كه فقط از قانون خدا پيروی كرده، به روح و هدف شريعت اعتنا نمی كنند،‌در دام قانون پرستی گرفتار می شوند. قانون پرستی در نهايت منجر به شكست می شود.

چندی قبل، رئيس جمهور آمريكا به داشتن رابطه ای نامشروع  اعتراف كرد اما هم زمان با آن از وكلايش خواست تا  روابط جنسی را از ديدگاه قانونی بطور دقيق بررسی كنند. اقدام او باعث شد كه اعضای جناحش  او را محكوم كنند و سر انجام در عموم مردم اثر نامطلوبی گذاشت. او به تجزيه و تحليل قانون پرداخته بود، بدون اينكه به هدف و مقصود آن توجه كند.

بسياری از ايمانداران همين كار را انجام داده اند. قانون پرستی هميشه به شكست منتهی می گردد. به همين دليل كلام خدا ما را تعليم می دهد كه تحت قوت روح القدس زندگی كنيم. هر گاه به روح زيست كنيم، تحت سلطه قانون نخواهيم بود. اين به آن معنی نيست كه قانون را ناديده گرفته، زير پا بگذاريم، بلكه تنها به اين معنی است كه اهداف عميق قانون را به اجرا در آورده، اراده خدا را از ته قلب انجام دهيم.

شخصی كه تحت قدرت روح القدس زندگی كند، حقيقتاً شخص آزادی است. اين شخص نه تنها نسبت به همسرش وفادار است بلكه از شهواتی نيز كه او را به سوی غير اخلاقيات می كشانند، رها و آزاد است. اين پيروزی واقعی است پيروزيی كه در قلب ما نقش بسته است و در زندگی روزانه ما وجود دارد ولی وقتی كه شخص می كوشد تا بر اساس شريعت عمل نمايد،  در راه شكست قدم بر می دارد.

ايماندار موفق شخصی است كه آموخته است تا زندگی خود را تسليم روح القدس نمايد. او اسير تبصره های قانون نيست بلكه آزادانه تبديل به شخصی می شود كه خدا از او انتظار دارد. او حتی فراتر از شريعت را نيز انجام می دهد. يك ايماندار كامياب از روح و هدف قانون اطاعت می نمايد،‌ زيرا اطاعتش نشانگر حضور روح القدس در او است. وقتی كه با قوت روح القدس زندگی كنيم ، شريعت ديگر برای ما مشكلی نخواهد بود ، زيرا هدف نهايی خدا را درزندگی هايمان عملی خواهيم ساخت. غلبه بر قانون پرستی از پيروی و مطابعت  روح القدس سرچشمه می گيرد.