![]() |
![]() |
|
غلبه بر خشم آيا خشمگين شدن برای انسان جايز است؟ اغلب مسيحيان نمی دانند در مورد موضوع خشم چه بايد كرد. بارها شنيده ام كه ايمانداران برای دفاع از طغيان خشمشان می گويند، "كتاب مقدس می گويد خشم گيريد ولی گناه مورزيد" . در هر حال غيض و عصبانيتی كه امروزه در مردم ديده می شود همان خشمی نيست كه كتاب مقدس در مورد آن می نويسد ،"خورشيد بر غيض شما غروب نكند". پس خشم گرفتن چه زمانی بر ما روا است؟ ابتدا ما بايد از ديدگاه كتاب مقدس به اين موضوع نگاه كنيم. در عهد جديد برای خشم از سه كلمهيونانی استفاده شده است كه اغلب بعنوان فعل خشم ترجمه شده است.1) كلمه اول توموس "Thumos " ، يعنی احساس آشفتگی كه باعث طغيان می شود. 2) كلمه بعدی، پارورگيسموس"Parorgismos " می باشد كه احساس معقول تری است و " خشم عادلانه" يا تنفر از بی عدالتی است. 3) كلمه آخر آگاناكتسيس "Aganaktesis " است كه اشاره به درد و رنج و آزردگی فيزيكی است. در بحث حاضر كلمه اول ، توموس " Thumos " مد نظر خواهد بود. در غلاطيان 20:5 كه در مورد اعمال جسم نوشته شده ، همين كلمه بكار رفته است. در ترجمه های كينگ جيمز كتاب مقدس "King James " اين كلمه غضب ترجمه شده. صرف نظر از ترجمه های مختلف اين نكته غير قابل بحث است كه توموس در غلاطيان 20:5 يكی از اعمال جسم است كه باعث خوشنودی خدا نمی گردد. برای يك ايماندار بهانه ای برای طغيان خشم وجود ندارد. نمی توانيم بر عصبانيت خود با اصطلاحات روحانی سرپوش گذاشته، آن را عملی مقدس جلوه دهيم. خشم نتيجه عمل جسم است نه روح و در نظر خدا مكروه می باشد. اين طغيان خشم ، گناه است. شوهری كه در پوشش روحانيت بر سر همسرش فرياد می زند مرتكب گناه می شود. زن و شوهری كه از روی خشم فرزندشان را كتك می زنند گناه می ورزند. مسيحيان در خدمت خدا ،هيچ دليل موجهی برای خشمگين شدن ندارند. اعمال جسم را بشناسيم و بر آنها غلبه نماييم. چگونه می توان بر خشم غلبه كرد؟ با نگاهی نزديك تر به اين مسئله در می يابيم كه علت بيشتر خشم ها و عصبانيت های ما معمولاً نتيجه آسيبهای عميق ما است. دليل خشم ما اين است كه احساس می كنيم مورد ظلم واقع شده ايم و در زندگی نسبت به ما بی عدالتی روا داشته اند. يا شايد دليل آن اين است كه از سوی ديگران صدمه و آسيب ديده ايم. بنابراين احساسات تلخ تل انبار شده و انباشته شده در ما ، سر انجام به صورت طغيان خشم ظاهر می گردد و طرز رفتار ما نسبت به مردم، در شرايط مختلف با عملكردمان در وضعيت عادی تطابق نخواهد داشت. داستان زندگی يوسف در كتاب مقدس مرا در غلبه بر خشم و عصبانيت به طور شگفت آوری ياری داده است. برادران يوسف بر او ظلم كرده بودند. يوسف دليل قاطعی برای خشم و عصبانيت خود داشت. با اين وجود سالها بعد وقتی كه و با برادران خود روبرو شد به آنها گفت كه خداوند ظلم آنها را برا ی او به خيريت تبديل كرده است. اين حقيقت عظيمی بود كه برای يوسف مكشوف شده بود. خداوند نقشه ای بسيار خاص برای زندگی اش داشت. اگر چه او می توانست اين رويداد تلخ را به عنوان ظلمی تلقی كند ولی به فراسوی اين مشكلات می نگريست. او به دست خدا و تدارك او چشم دوخته بود. نتيجتاً تلخی وارد زندگی اش نشد و طغيان خشم در او ظاهر نگشت. در عوض محبت ، صلح و يك احساس آرامش باور نكردنی قلب او را پر ساخت. يوسف می دانست كه خدا، قادر مطلق است. او به پادشاهی خدا و حاكميت وی در زندگی خود ايمان داشت. من معتقدم كه ما قادريم بر اين طغيان ترسناك خشم كه ما را به ستوه آورده است غلبه كنيم. ما نيز بايد به خدا به عنوان خداوند قادر مطلق توكل كنيم. توجه ما نه به شرايط و احوالمان بلكه بايد به خدای قادر مطلق معطوف گردد. بايد بدانيم كه او بر همه چيز حاكم است. زمانی اين ميسر می گردد كه ما با خواندن كلام و دعا كردن در حضور او بمانيم. پرهيزكاری يكی از ميوه های روح القدس است . با ماندن در حضور غنی خداوند آرامش وارد زندگی مان می شود. من در موقعيت های طوفانی زندگی تسليم طغيان خشم نمی گردم و با اين ايمان كه خدا بر همه چيز حاكم است، جان من در اطمينان و آرامش استراحت می پذيرد و از اين طريق بر خشم غلبه می يابم |