![]() |
![]() |
|
غلبه بر شهوت زندگی پيروزمندانه مسيحی فقط به وسيله كاری كه خدا در ما و از طريق ما انجام می دهد حاصل می گردد. كاميابی ما به توانايی ها و قابليت های برجسته مان بستگی ندارد بلكه به اين مسئله مربوط می شود كه تا چه حد خود را در اختيار خدا و قوتش قرار داده ايم. او قادر است كه ما را بر هر گناهی كه گريبانگيرمان شده است غالب سازد. خدا منبع و قوت ما است. او صخره ای است كه هنگام هجوم وسوسه ها می توان بر آن تكيه كرد. ولی سؤال آزاردهنده ای كه در قلبها و افكارمان مطرح می گردد اين است كه اگر خدا قادر است كه ما را نجات دهد پس چرا تسليم گناهانی می شويم كه گرفتارمان می سازند؟ پاسخ به اين سؤال مخصوصاً در رابطه با شهوات مشكل است. متأسفانه بسياری از رهبران مسيحی در اين زمينه مغلوب شده اند برخی خانواده هايشان را از دست داده و برخی ديگر شهوات را آنچنان در وجود خود مخفی كرده اند كه هيچكس در اين مورد به آنها شك نمی كند. بسياری از من سؤال می كنند كه آيا واقعاً پيروزی بر شهوات دل، امكان پذير است. مژده اين است كه عيسی به همان طريقی كه ما وسوسه می شويم وسوسه شد اما در او گناهی يافت نشد. ما با توكل كامل بر او می توانيم به پيروزی او دست يابيم. وجود دو ويژگی در زندگی سبب غلبه بر شهوت می شود. يكی از اين ويژگی ها عميقاً روحانی و ديگری بسيار عملی است. شهوت از دل انسان صادر شده و به صورت اعمال جسمانی ظاهر می گردد. برای فايق آمدن بر شهوت بايد در زندگی به هر دوی اين ويژگی ها رسيدگی كرد. كتاب مقدس داود را به عنوان شخصی توصيف می كند كه محبوب دل خدا است. او خدا را دوست داشت و تنها بر او توكل می نمود. اما او در مرحله ای از زندگيش تسليم شهوات دل شده شكست خورد. شهوت او منجر به زنا و حتی قتل گرديد. گناهان و خطاهای داود يك بعد از ظهر هنگامی كه وی بر روی پشت بام بود در قلبش آبستن شد. او چشمش به زنی زيبا به نام بتشبع افتاد كه حمام می کرد. اين مسئله ای بحرانی بود. حال داود بايد تصميم می گرفت كه به تماشا ادامه دهد و بگذارد شهوت در وجودش رشد يابد يا اين كه فوراً برگشته و از وسوسه دوری گزيند. متأسفانه داود طريق نادرست را برگزيد. از شكست داود می توان درس های زيادی را آموخت. اول اين كه هر قدر هم كه در زندگی روحاني خود به پيروزی هايی نايل شويم باز بايد در مقابل شهوت بايستيم. روزی يك استاد مشهور الهيات به من گفت كه در حين گفتگو با ايماندار مسنی كه هشتاد سال داشت از وی پرسيده بود : "از چه سنی ديگر نيازی به مقابله با شهوت نيست؟" مرد مسن متفكرانه جواب داده بود ، "واقعاً نمی دانم . ولی اين را می دانم كه يقيناً بعد از هشتاد سالگی است". تا وقتيكه ملبس به اين طبيعت كهنه می باشيم،بايد با شهوت مقابله كنيم. دومين درس اين است كه پيروزی يا شكست ريشه در تصميم های قلبی دارد. داود می توانست فوراً از محل استحمام آن زن دور شود ولی اين كار را نكرد. او آن قدر به آن زن نگاه كرد تا در آخر شهوت در وجودش آبستن شد. گناه داود حتی قبل از اين كه او مرتكب زنا شود آغاز شد. آن گناه در قلبش شكل گرفته. به همين دليل عيسی به شهوت دل به عنوان ريشه زنا اشاره می كند. آخرين درس اين است كه داود بر مبنای شهوتش اقدام كرد. ابتدا شخصی را فرستاد تا در مورد آن زن تحقيق كند. سپس او را فرا خوانده مرتكب زنا شد. در آخر نقشه ای طرح كرد تا شوهر آن زن كشته شود. اين جريان كه با يك نگاه ساده شروع شد منجر به مرگ يكی از سربازان داود گرديد. داود می توانست در هر كدام از اين مراحل به گناهش خاتمه دهد ولی آن قدر در اين گناه ادامه داد تا درخت تخطی و گناه ميوه خود را كه اعمال موت است به ثمر رساند. برای غلبه بر شهوت بايد به تكوين گناه توجه كرد و به گناه در همان مرحله شكل گيری در قلب ، رسيدگی كرد. واجب است بياموزيم كه تصميمات عاقلانه ای بگيريم. تصميمات ما در نهايت منجر به حيات يا مرگ می شوند. ما بايد بياموزيم تا عيسی را برگزينيم. |