غلبه بر ظلمت

هفته گذشته را با يكی از همكارانم در شهر لوس آنجلس كاليفرنيا گذراندم. شنبه شب ، ما با شبانی كه اصليت او از يكی از كشورهای خاورميانه بود ملاقات كرديم. بعد از تبادل نظر و ارائه‌ طرح هايی برای رساندن پيغام انجيل به آن ملت، آن شبان گفت "‌من فكر می كنم كه ما بايد حتماً برای سمی دعا كنيم زيرا اگر خدا قصد دارد سمی را در پيشبرد ملكوتش در ملت ما بكار برد، بدون شک شيطان بر او حمله خواهد كرد."  سپس گروه كوچک ايمانداران به دور من جمع شده و دعا كردند.

من و دوستم خانه آن شبان را در حدود ساعت ده شب به مقصد هتلمان ترک كرديم. در حين رانندگی صدايی شبيه شليک پنج يا شش گلوله را شنيديم. ناگهان يک وانت در جلوی اتومبيلمان توقف كرد و ما پشت سر آن ايستاديم. ما نمی دانستيم كه اوضاع از چه قرار است. پس در ماشين مانديم. يكدفعه وانت مسيرش را در وسط جاده تغيير داد و با سرعت دور شد. ما در همان وضعيت بوديم و چند اتومبيل ديگر نيز پشت سر ما كنار جاده توقف كرده بودند. اتومبيلی از كنار ما عبور كرد و حدود پنجاه متری از ما دور نشده بود كه چند گانگستر با اسلحه به خيابان ريختند. آخرين چيزی كه ديدم اين بود كه كسی داشت در ماشينی را باز می كرد. ما بلافاصله دور زديم و از آنجا دور شديم.

در مسير برگشت به هتل ،‌تنها چيزی كه می توانستم فكر كنم اين بود كه واقعاً خطر از بغل گوشمان رد شد. ما فقط با اختلاف ده،‌پانزده ثانيه به محل در گيری گانگسترها رسيديم . ناگهان گفته‌آن شبان در ذهنم نقش بست كه تنها چند دقيقه قبل از حادثه می گفت، "من فكر می كنم كه ما بايد حتماً برای سمی دعا كنيم زيرا اگر خدا قصد دارد سمی را در پيشبرد ملكوتش در ملت ما بكار برد ، بدون شک شيطان به او حمله خواهد كرد."

خدا بار مخصوصی در قلبم گذاشته است تا به نقاط سخت دنيا سفر كنم. من آن مناطق را به اين دليل سخت می خوانم چون اشخاصی كه می خواهند پيغام انجيل را به آن جوامع و ملل برسانند با مشكلات عديده ای مواجه می شوند. ولی با سپری كردن سال های متمادی در اين خدمت،‌ به خوبی می دانم كه خداوند حافظ ما است. در اين نبرد وی از هر جانب پشتيبان ما است. لازم نيست كه هراسان باشيم. شيطان همچون شير غرنده است ولی در مقابل ما هيچ قوتی ندارد. مزمور 91 يكی از متون مورد علاقه من در كلام خدا است زيرا پيروزی مان بر دشمن را به زيبايی به تصوير می كشد.

 سراينده مزامير می نويسد "آن كه در ستر حضرت اعلی نشسته است زير سايه ‌قادر مطلق ساكن خواهد بود. در باره خداوند می گويم كه او ملجا و قلعه من است و خدای من كه بر او توكل دارم . زيرا كه او تو را از دام صياد خواهد رهانيد و از وبای خبيث . به پرهای خود تو را خواهد پوشانيد و زير بال هايش پناه خواهی گرفت راستی او تو را مجن و سپر خواهد بود. از خوفی در شب نخواهی ترسيد و نه از تيری كه در روز می پرد و نه از وبائی كه در تاريكی می خرامد و نه از طاعونی كه وقت ظهر فساد می كند. هزار نفر به جانب تو خواهند افتاد و ده هزار به دست راست تو ليكن نزد تو نخواهد رسيد . فقط به چشمان خود خواهی نگريست و پاداش شريران را خواهی ديد. زيرا گفتی تو ای خداوند ملجای من هستنی و حضرت اعلی را مأوای خويش گردانيده ای . هيچ بدی بر تو واقع نخواهد شد و بلائی نزد خيمه‌ تو نخواهد رسيد. زيرا كه فرشتگان  خود را در باره‌ تو امر خواهد فرمود تا در تمامی راه هايت تو را حفظ نمايند. تورا بر دست های خود بر خواهند داشت مبادا پای خود را به سنگ بزنی . بر شير و افعی پای خواهی نهاد . شير بچه و اژدها را پايمال خواهی كرد، چون كه به من رغبت دارد او را خواهم رهانيد و چون كه به اسم من عارف است او را سرافراز خواهم ساخت. چون مرا خواند او را اجابت خواهم كرد. من در تنگی با او خواهم بود و او را نجات داده معزز خواهم ساخت. به طول ايام او را سير می گردانم و نجات خويش را بدو نشان خواهم داد" ( مزمور 91).

من در حين رساندن پيغام انجيل شاهد انجام اين وعده خدا در كشورهايی بی شماری در سراسر جهان بوده ام حتی كشورهايی كه درگير انقلاب،‌كشمكش های قومی و بحران جنگ بوده اند. به خاطر موعظه انجيل، ‌در برخی از اين نقاط به سوی من تيراندازی كرده اند،‌ مورد تهديد قرار گرفته ام و مرا از شهر بيرون رانده اند. در كشورهايی كه نسبت به مسيحيت بسيار سختگير بوده اند سه بار بازداشت شده ام  ولي در همه اين امور خداوند در انجام وعده اش امين بوده است . واقعاً كه وفاداريش چقدر عظيم است