![]() |
![]() |
|
خدمت در روح موسی مردی بود كه خدا از او بطرز شگفت آوری استفاده می كرد ولی قبل از اين كه خدا بتواند از زندگی او بعنوان وسيله ای در دستهای خود استفاده كند، موسی می بايست درس بسيار مهمی را می آموخت. او بايد می دانست كه كار خدا از طريق قوت خدا بايد صورت گيرد. بيابان مديان برای موسی مانند مدرسه ای بود كه اين درس مهم را در آنجا بايد می آموخت. كار خدا بايد توسط روح خدا انجام شود نه توسط قدرت انسانی. موسی چهل سال اولی را كه در مصر گذرانيد جوان و قدرتمند بود. او در مصر بعنوان پسر دختر فرعون بزرگ شد. وی تلاش كرد تا در كمك به برادران عبرانی خويش قدمهای مثبتی را بردارد ولی بسختی شكست خورد. وقتيكه موسی ظلمی را كه شخص مصری بر برادر عبرانيش روا می داشت ديد، آن مصری را كشته ، او را در ميان شنها پنهان نمود. در هر حال كارهای او ناكاميهای بيشتری را برای قومش به همراه آورد. او به بيابان مديان گريخت و در آنجا آموخت تا با قوت روح القدس كار كند. شخصيت موسی بعد از ملاقاتش با خدا در كوه هوريب بكلی دگرگون شد. او به مصر بازگشت و خدا از او بعنوان وسيله ای برای آزادی قومش استفاده كرد. ولی اين بار موسی نه با اتكا به قدرت شخصی خود بلكه با اقتدار و قوت روح خدا به مصر بازگشت و فقط در آن موقع بود كه تبديل به وسيله ای مفيد در دست های خدای قادر مطلق گرديد و زمانيكه آموخت تا با قوت خدا عمل كند،تبديل به شخصی شد كه خدا از او انتظار داشت. در ابتدای ايمانم فرصتی پيش آمد تا موعظه بيلی گراهام را بشنوم. من شنيده بودم كه بيلی گراهام مرد خدايی بود كه خداوند از او در عصر حاضر استفاده می كرد. برای گوش دادن به موعظه بيلی گراهام به استاديوم عظيم آسترودوم واقع در هيوستن تكزاس رفتم. در حاليكه به او گوش می كردم در خودم فكر كرده گفتم، "چه چيز خاصی در اين مرد وجود دارد؟ او سخنران خوبی است ولی فوق العاده نيست." من در سخنرانی عمومی تعليم ديده بودم ولی چيز خاصی را در دكتر گراهام نديدم . زمانی كه او مردم را برای پذيرش مسيح در قلبهای خود به جلو دعوت كرد، بياد دارم كه چنين دعا كردم ، "ای خداوند اين واعظ را كمك كن تا اگر كسی برای ايمان آوردن به مسيح به جلو نرود او، دلشكسته نشود. در كمال حيرت و تعجب ديدم كه هزاران نفر بسوی منبر به جلو رفته با دكتر گراهام دعا كردند. از آنچه كه بعد از آن فكر كردم از خود شرمنده ام . پيش خود انديشيدم كه اگر هزاران نفر از طريق موعظه يك واعظ نسبتاً خوب به مسيح ايمان آوردند، پس با موعظه من كل جهان به مسيح ايمان خواهند آورد. <!--[if !supportEmptyParas]--> <!--[endif]--> چندی نگذشت كه برای دومين بار بسيار متعجب گرديدم و آن زمانی بود كه فرصت يافتم تا در يك جلسهبشارتی موعظه كنم. من از تمام فنون سخنوری در حد امكان استفاده كردم. پيغام من دارای مقدمه ای جذاب ، محتوايی معقول و پايانی عالی بود. تمام اشارات و حركات و تن صدايم در سخنرانی بجا و به موقع بود. وقتيكه مردم را به جلو دعوت كردم می دانيد چه اتفاقی افتاد؟ هيچكس به جلو نيامد. دكتر گراهام به چيزی واقف بود كه من از آن اطلاعی نداشتم. كار خدا بايد با قوت روح القدس به انجام رسد نه با قدرت انسانی. نه با تواناييهای خود بلكه با قوت خداست كه به اهدافمان نايل می گرديم. وظيفه ما در اين بين اين است كه كاملاً در اختيار او قرار گيريم و فقط در اين موقع، خدا از ما استفاده می كند. همچنانكه موسی آموخت كه كار خدا از طريق قوت روح القدس انجام می گيرد ، من نيز می بايست اين درس مهم را می آموختم. بسياری از ما می خواهيم خدا را خدمت نماييم. اگر می خواهيم در ملكوت خدا مؤثر واقع شويم، خدمت ما بايد كاملاً متكی به قوت روح القدس باشد. رفتار در روح ما را قادر می سازد تا پيروزمندانه زندگی كنيم. خدمت در روح ما را قادر می سازد تا اراده او را به كمال رسانيم. هنگاميكه اراده خدا از طريق خدمت ما و قوت روح القدس به انجام می رسد، مملو از شادی می گرديم. آنچه كه خدا به انبيای گذشته گفت امروز نيز صادق است "نه بقدرت نه بقوت بلكه بروح من." |