![]() |
![]() |
|
پرستش در روح اگر همين امروز زندگی تان خاتمه يابد آيا مطمئنيد كه هدف و نقشه خدا را در زندگی تان به كمال رسانده ايد. من مشتاقم كه در زندگی خود به اين اطمينان دست يابم. عملی ساختن نقشه و مقصود خدا در زندگی شخصی، منجر به داشتن يك زندگی پيروزمندانه می گردد. ولی مسئله اساسی ، درك و شناخت اين نقشه و مقصود است. اهداف و مقاصد اين زندگی پيروزمندانه بر موفقيت های بزرگ، ثروت و نفوذ متمركز نيستند. زمانی كه به آسمان برسيم خداوند از ما در مورد ميزان دارايی مان سؤال نخواهد كرد. برای او مهم نيست كه تا چه حد به نفوذ، قدرت و ثروت دست يافته ايم. با خاتمه يافتن زندگی مان همه اين چيزها معنی و مفهوم خود را از دست خواهند داد. پس هدف و مقصود واقعی زندگی چيست؟ خداوند ما را خلق كرده است تا او را شناخته، محبت و پرستش نماييم. من معتقدم كه در عمق وجود هر مرد ، زن ، پسر و دختر بر روی اين كره خاكی، نيازی عميق درونی برای پرستش خدايی كه آنها را خلق كرده است وجود دارد. وجود اديان متعدد در اين دنيا حاكی از اين واقعيت است. به همين دليل بعد از فروپاشی كمونيست بلافاصله مذهب در اين كشورها رونق پيدا كرد. با وجودی كه برای سالها به مردم اين كشورها آموخته بودند كه خدايی نيست، خواهش عميق درونی ، آنها را به سوی شناخت و پرستش خدای زنده و حقيقی سوق داد. انسان با اشتياق عميق برای پرستش خدا آفريده شده است. سؤال دومی كه مطرح می شود اين است كه پرستش حقيقی چيست؟ از ميان اديان و اعتقادات مختلف كدام درست است. همه آنها نمی توانند درست باشند زيرا اغلب با يكديگر متضاد هستند. هندوها خداهای متعددی را پرستش می كنند در حالی كه مسلمانان فقط يك خدا را می پرستند. يهوديان نيز فقط به يك خدا ايمان دارند ولی يهوديت و اسلام در تضاد كامل با يكديگر هستند. حق با كيست؟ پرستندگان حقيقی در چه مكانی خدا را پرستش می كنند؟ اين سؤالی بود كه 2000 سال پيش از عيسی پرسيدند. زنی سامری از عيسی در مورد مكان پرستندگان حقيقی سؤال نمود. عيسی به موردی اشاره كرد كه هر شخص را بر روی اين كره خاكی به تفحص بيشتر در درون خويش دعوت می كند. او گفت، "ليكن ساعتی می آيد بلكه الان است كه در آن پرستندگان حقيقی پدر را به روح و راستی پرستش خواهند كرد زيرا كه پدر مثل اين پرستندگان خود را طالب است"( يوحنا 23:4). حقيقت اين است كه عيسی پسر خدای زنده است- انسان منحصر به فردی كه بر اين كره خاكی قدم نهاده است. او تماماً خدا و تماماً انسان بود. او را عمانوعيل نام نهادند يعنی خدا با ما. پرستش در راستی، پرستش عيسی مسيح است. ولی پرستش در روح چه معنايی دارد؟ در باب سوم انجيل يوحنا عيسی به يك شخص بسيار متدين يهودی فرمود كه او يا هر شخص ديگری بايد از روح متولد گردند تا بتوانند وارد ملكوت آسمان شوند. قبل از اين كه بتوانيم در روح پرستش نماييم بايد از روح خدا متولد گرديم. مذهب با رسوم و سنن ظاهری می كوشد تا رضايت و خوشنودی خدا را كسب كند. ولی پرستش حقيقی، پرستشی است عميق ناشی از ايمان به مسيح كه نتيجه تولدی روحانی در زندگی مان است. زمانی كه به مسيح ايمان آوردم ديگر مسائل ظاهری مذهب برايم مهم نبود. پس از آن ديگر خدا را از اعماق وجودم پرستش می كردم . او را در روح پرستش می كردم. خوشی عظيم در زندگی ام ثمره لحظاتی است كه عيسی مسيح را عميقاً پرستش كرده ام. زندگی روحانی پيروزمندانه و مملو از شادی ، زمانی حاصل می آيد كه نجات دهنده مان را از اعماق قلب پرستش كنيم. اگر می خواهيد پيروزی را در زندگی خود تجربه كنيد، كاری را انجام دهيد كه برای آن آفريده شده ايد. مكانی را يافته ، وقتی را به پرستش مسيح اختصاص دهيد. زمانی كه مشغول به انجام كاری باشيد كه برای آن خلق شده ايد تعجب خواهيد نمود كه ديدگاه شما تا چه حد تغيير خواهد كرد. |